خرید بک لینک

Khaterate.kohne

...

عشقِ بی انصاف ...

بین فرم های ارسالی برای مشتریان 
دلنوشته ای جا گذاشته بود 
صدای بلند رئیس ب گوش میرسید 
مملکتی ک حساب و کتابش
دست عاشق باشد 
بهتر از این نمیشود 
اخراجی ...
این اخرین جمله ی صاحب شرکت بود 
به دفتر دار ساده و بی شیله پیله مان 
و فرم مچاله ای که به بیرون پرتاب شد
با سری پایین و دلی ناامید 
بیرون امد 
وسایلش را جمع کرد و رفت 
دلم برایش میسوخت 
شاید تنها من میدانستم 
که او علاوه بر آن معشوقه ی
از دست رفته 
مادر پیری هم دارد 
فرم را برداشتم 
انگار پایین یکی از فرمها شعری نوشته بود 
"ای رفته ز دل ...راست بگو بهر چه امشب
با خاطره ها آمده ای باز به سویم ... "
ای عاشق ِحواس پرت ِ بیچاره 
انگار عشق
یک بار دیگر بیچاره ات کرد
و همه ما امیدواریم 
صاحب مغرور شرکت 
یک روز بفهمد 
دنیا آنقدر کوچک است 
که ممکن است 
فرم یکی از مشتریان شرکت 
متعلق به معشوقه ای باشد 
که مدتها برای فراموشی اش جنگیده ای
#بحار_بهادر

برچسب: نویسنده: مهتاب دادخواه تاريخ: دوشنبه 30 شهريور 1405 ساعت: 9:10

صفحه بندی